X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

شعری که ناسروده ماند

هنر و ادبیات متعهد فارسی (نقل با ذکر منبع بلامانع است)

1397,07,17 ساعت 01:03

مؤمن عشق

مؤمن عشق تو شاها نبود منکر دین
چون تویی شاهد آنی که ورا میجویم
سالها هادی من بودی و در ورطهءهول
دستگیرم ، هم از آن رو همه جا میگویم
من شبان زادهء کورم نه یل وادی طور
دار معذورم اگر راه خطا میپویم
لیک مولا به ولای تو که در این گلزار
نیست غیر گل رخسار تو در مینویم
گرچه عمری بسر آوردم و پژمردم، باز
به نسیمی که ز سوی تو وزد میرویم
بر مزار تو پژوهنده چه خوش مینالید
بر لب نهر شما رخت ریا میشویم

۱۳۹۷/۷/۱۵- مشهد

برچسب‌ها: مؤمن، عشق، راه خطا، پژوهنده
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :